رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile
رعنا.الف

@rana_alef

Are there two suns?

ID: 3058538359

calendar_today02-03-2015 21:35:08

15,15K Tweet

358 Takipçi

487 Takip Edilen

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

دراز کشیده و گوشی رو پشت سرم گذاشته بودم، با فاصله‌ای که نشان از یک بی‌اعتنایی داشت. سکون ابتدایی آرام گرفتن در حال شکل‌گیری و چشم‌ها ولرم بود که گوشی خودش با خودش تصمیم به لب به سخن گشودن گرفت و گفت، اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه، نفس منو بگیر. پ‌ن: تا رستن از پیله خواب برنگشتم.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

یه عنوان هم برای این حالت هست، سایهٔ طلایی. اونچه به نظرت بسیار مطلوب و خواستنیه ولی مشخصاً قرار نیست هیچ وقت بهش برسی. در مراتب رشد هم اتفاق می‌افته، آدم شیفتهٔ ویژگی‌های یک شخصیت والا و رشدیافته‌ می‌شه در حالی که برای خودش حتمی کرده کسب اون ویژگی‌ها هرگز در توانش نیست.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

شب است و علفزار در ناپیدایی ماه پشت ابر، بی‌هیاهو در قلب زن می‌خرامد. نوای آوازی دور نزدیک می‌شود، زن می‌شنود که سکوت چگونه خندیدن می‌گیرد. آرام می‌ماند گویی شبی پیش از این شاپرکی در رویا همان آواز را در گوشش خوانده است. لبخندی می‌نشیند، به وقار.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

از صبح بابام سه بار زنگ زده و هربار این‌طوره: + سلام رعنا خانوم حال شما خوبه؟ - سلام سلام ممنون. + [در حالی‌که نمی‌ذاره جملهٔ من کامل تموم بشه که شاید ادامه‌ای داشته باشه] اگه از احوال منم پرسیده باشید من هم خوبم.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

راستی آهنگ دیروز "منو ببخش منصور" بود با همکاری دوست عزیزِ پُرهندسه و ادبیاتم، سَخِ اقبال🫶🏻. پ‌ن: نذاشتم از قلم بیفته.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

و أنت خیر الراحمین. *ربنای عزیز و شوق رسیدن به ماه رمضان. پ‌ن: دو باره که خواب در شرف افطار می‌بینم.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

روزهایی‌ که سپیدی رهسپارم می‌‌کند. اکنون پیدا و کمی بعد در هزارلایه حریر پیچیده ناپیدا. اکنون، بعد و قبل برای تو که آن بالا هستی.

روزهایی‌ که سپیدی رهسپارم می‌‌کند. اکنون پیدا و کمی بعد در هزارلایه حریر پیچیده ناپیدا. اکنون، بعد و قبل برای تو که آن بالا هستی.
رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

on.soundcloud.com/mYLfn9NjPnNcTT… پ‌ن: این زمین مادری‌ست که از دامنش ستاره برمی‌خیزد.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

وای خیلی وقت بود موسیقی ناصر چشم آذر از تلویزیون به گوشم نخورده بود. رفتم بچگی، یه حالیه که انگار برف زیاد اومده و الان فکری اینم که فردا شاید تعطیل بشه.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

پسربچه به مامانش گفت خسته شدم. مامانش هم گفت خب بذار ببینم بابا کجاست می‌تونه بیاد دنبالت چون ما هنوز به اونجایی که کار داریم نرسیدیم خیلی‌ زوده خسته بشی، بچه گفت نه می‌خوام تو هم باشی، دوتایی باهم باشیم. مامان گوشی رو برداشت و زنگ زد. + نمی‌خوام اینجوری، زنگ نزن. اذیت‌‌کننده!

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

+ نسبتت چیه باهاش؟ - دوستیم. + عزیزم، خودتو ناراحت نکن مثل همیشه باهاش گپ بزن. این شکلاتم بهت بدم احوالت عوض بشه. - مرسی لطف کردین. تک تک به همه سر زد، سلام کرد، براشون آرزوی رحمت و آرامش کرد و بعد رفت پیش بابای خودش. پ‌ن: خوردی شکلاتتو؟ الهی خوشبخت بشی، خداحافظت.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

«مار دیدم، شوخی نمی‌کنم مار بود. خیلی ازش می‌ترسم. از عنکبوت، مورچهٔ قرمز، زنبور و کنه هم می‌ترسم. از سگی که دندونای قوی داره هم می‌ترسم. اما می‌دونی بیشتر از چی می‌ترسم؟ از فضا می‌ترسم، اونجا آب نیست حتی اکسیژنم نیست نمی‌شه زندگی کرد. اول می‌خوام غواص بشم سه ماه بعدش برم فضا.»

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

تا هرجا این زندگی برام هست که امید به خدا، اونجا هم که قراره نباشم خوبه اطرافیانم بدونن چه بی‌حسرت و کم توقع‌ام نسبت به این زندگی. آرزوی دور و درازی نیست. حظ لحظات خوشی که می‌گذرونم و غمی که از دلتنگی و دوری می‌شینه به قلبم در هم تنیده‌ست؛ خوبه و کافیه دلم گرم باشه به گرمای اصلی.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

یعنی شالگردن سبز قشنگم رو می‌تونم همین زمستون تموم، استفاده یا هدیه کنم؟ با ما همراه باشید. پ‌ن: حس عجیب نگفتنی سنجاق‌شده به این حرف و حتی حرف‌های دیگه؛ برنامهٔ امشب سینماهای تهران و شهرستان‌های درونم.

رعنا.الف (@rana_alef) 's Twitter Profile Photo

ببینید حالا ممکنه بخندید که بخندید چون خودم هم خندیدم ولی یادم اومد چند وقت پیش یه خواب در مورد حذف ارز ترجیحی دیدم منتها اون موقع نفهمیدم درست یعنی چی. اسپویلر الرت: اونجا آخرش خوب شد. پ‌ن: گفتم آقاجون بذار دستتو ببوسم.