Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile
Medusa

@m2309ms

ID: 1866533362191478784

calendar_today10-12-2024 17:30:56

294 Tweet

471 Followers

55 Following

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

خیلی وقت بود به کسی حسودی نکرده بودم. الان دیدم تیفانی ترامپ تعطیلات رفته جنوب فرانسه، لیترلی حسودیم شد

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

کاش خدا یه گزینه برا خانومایی که نمیخوان مادر بشن فعال میکرد. چرا من باید هر ماه ۳۰۰ تومن بدم پد بهداشتی بخرم اخه

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

همه ی مامانا یه جورایی حس ناکافی بودن دادن، تنها نیستی عزیزم. مهم اینه خودت واقعا خودتو دوس داشته باشی

XRP13 - رضا ریپل (@xrp13_) 's Twitter Profile Photo

" کربپتو و هوش مصنوعی، دنیا رو خواهند بلعید! " اما تو کجای کاری ؟ #کریپتو #AI

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

منم یه بار یه دیت صبونه رفتم، اومد دنبالم دم خونه و وقتی رسیدیم ماشینشو خیلی دورتر از کافه پارک کرد. رفتیم سفارش دادیم تموم شد یه کم جیباشو گشت گفت ببخشید میشه تو حساب کنی، کارتم تو ماشین جامونده. منم با ارامش گفتم من اصلا کیف و کارت نیوردم. باعصبانیت رفت کارتشو از ماشین اورد

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

باور نکردنیه چقدر زندگی آروم می‌شه وقتی تصمیم می‌گیری دیگه انرژیتو واسه بحث و دعوا نذاری و قبول میکنی که مردم ممکنه اشتباه بفهمنت، چون همه نسبت به سطح درکشون تو رو میفهمن. هیچ بحثی ارزش نداره که روانت خراب بشه.»

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

«تنهاترین آدما مهربون‌ترینَن، غمگین‌ترین آدما قشنگ‌تر می‌خندن، آسیب دیده ترین آدما عاقل‌ترن... چون نمی‌خوان کسی دیگه همون دردی رو بکشه که خودشون کشیدن.»

Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

عاشق روزهای شلوغم. روزایی که از شدت مشغله یادت میره پیام های تلگرامت رو سین کردی و جواب ندادی. روزایی که پاهات شب از خستگی درد میکنه  و روزایی که انقدر اتفاق توش افتاده که انگار چند روز بوده.

zeinab zaman (@lzeinabzamanl) 's Twitter Profile Photo

تصوری که توییتر فارسی از زن چهل سال به بالا داره. پیر، پر از چروک و با پوشش مناسب سنش.

تصوری که توییتر فارسی از زن چهل سال به بالا داره.
پیر،  پر از چروک و با پوشش مناسب سنش.
Medusa (@m2309ms) 's Twitter Profile Photo

تو مطب نشستم، خانومه اومد از پیش دکتر و در حالی‌که به سختی راه می‌فت شروع کرد: خدایا همش مریضی، نمی‌دونم چرا نمی‌میرم خسته شدم خداااا... منشی کارتشو گرفت ویزیت بکشه، موجودی نداشت. یعنی این زن با اون حال آب شد رفت تو زمین؛ گفت: می‌شه بعدا بیارم... خدا بهش کمک کنه ...