پرتقال  (@ty1pagirl) 's Twitter Profile
پرتقال 

@ty1pagirl

𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟

ID: 1660010015367786501

calendar_today20-05-2023 19:50:22

208 Tweet

132 Takipçi

144 Takip Edilen

inaina ★ (@meownaiiii) 's Twitter Profile Photo

″زن ها″ برای ازادی ″زن ها″ اعتراض میکنن ″زن ها″ کشته میشن و ″زن ها″ اسیب میبینند . و گوه خوریش رو مردها میکنند .

mania (@mania28_56) 's Twitter Profile Photo

من هروقت خرگوش میبینم یاد سوبین میافتم تقصیر من نیست ، سوبین خیلی خرگوشه

من هروقت خرگوش میبینم یاد سوبین میافتم
تقصیر من نیست ، سوبین خیلی خرگوشه
پرجین (@inammannistam) 's Twitter Profile Photo

من خودکشی رو گذاشتم تو آبنمک. میدونم اتفاقی قرار نیست بینمون بیفته ولی اینکه میدونم همیشه یک اپشنه بهم ارامش بیشتری برای بررسی کردن بقیه گزینه ها و زندگی کردن میده.

Hamraz★ (@urfavhamraz) 's Twitter Profile Photo

بنده در حال مصاحبه راجب بدبختياي زندگيم به انگليسي به مجري خيالي رو به روم

فلورا در رم باستان (@yaldaauthor) 's Twitter Profile Photo

«بچه‌ها نخندید» «سپهر بابا کجایی» « مبین مامان » «حکمم اعدامه به مامان چیزی نگو» «حاج آقا اینا برا ورزشه» «بنام خداوند رنگین کمان» «حدیث من گشنه رفت» «بارون اومد و یادم داد» «بچه ها کمک ،ناموسا کمک» « حیدر حیدر کنان به بچه‌ی من شلیک کردن» و....... چه شرمی داره زنده بودن:)

Tara. (@thinnkinoutloud) 's Twitter Profile Photo

نه تنها اسلام بلکه هر دینی کصشعره. مگه خودت عقل نداری که یکی دیگه باید مو به مو بهت بگه چی خوبه چی بد جنده

roshanak (@roshanak1) 's Twitter Profile Photo

ویدئوی جمجمه، گلوی بریده‌ شده‌ی اون دختر، شلیک به دختری که درخواست کمک کرد و ویدئوی سپهر بابا، به تنهایی برای محکومیت جنایت‌کارا کفایت می‌کنه ولی تف به تماشاگر بودن جهان

panda sorati (@pandasorati) 's Twitter Profile Photo

چطوری دلت اومد به سرش شلیک کردی؟ پیش خودت یه درصدم فکر نمیکنی بیگناه بود؟عزیز کسی بود؟ یعنی راحت میخوابی؟راحت غذا میخوری؟ یعنی چهره اش نمیاد جلو چشمت؟ شبا چشاتو میبندی جمجه متلاشی شدش نمیاد جلو چشمت؟ بعد چند وقت دیگه میخوای برا فرق شکافته امامت گریه کنی؟تو ادمی؟

فاطمه سرمشقی (@f_sarmashghi) 's Twitter Profile Photo

موی بریده خواهری در قبر برادر دو قلو، هق هق مادری که لباس خونی پسرش را بو میکشه، صدای پدری میان کیسه‌های سیاه زیپ‌دا: «سپهر بابا کجایی؟» آخرین تماس تلفنی با مادر: «توپ تانک مسلسل…»، دست و رقص در مراسم تشییع، … کی فکرشو میکرد؟ کی این کابوس را باور میکنه جز مایی که زندگی کردیمش؟