| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile
| امیرحسین |

@razniesohrima

بابای بالقوۀ حافظ و نگار | علاقه‌مند به زبان و ادبیات فارسی

ID: 915130020703678465

calendar_today03-10-2017 08:22:54

4,4K Tweet

216 Takipçi

233 Takip Edilen

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

این‌که آدم‌ها به صبور بودنم اشاره می‌کنند، برایم خوش‌حال‌کننده است. مثل مشتری‌ای که امروز در شلوغی شعبه و درحالی‌که جواب سؤالات متوالی افراد را می‌دادم، با لبخندی گفت: «ماشاءالله شما چه صبری داری.»

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

از بیت «بلاغت غم من انتشار خواهد یافت/اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید» قیصر امین‌پور، تا «تو سکوت مرا بشنو که صدای غمم نرسد به کسی» که قربانی می‌خواند، درمی‌یابیم که آدمی گاهی نیازمند حضوری برای «هم‌کلامی» است و گاهی هم نیازمند حضوری برای «هم‌سکوتی» و شنیدن صدای سکوت همدیگر.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

در آخرین روز کاری امسال، رئیس اظهار امیدواری کرد که به‌عنوان تنها فرد مجرد شعبه، در سال آینده به جرگۀ متأهلان بپیوندم. رخدادی که هر روز از آن دورتر و دورتر می‌شوم.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

یکی از اتفاقات ناخوشایند زندگی، نظاره و تجربه کردن «صمیمیت‌های ازدسته‌رفته» است. این‌که ببینی پیوند و رابطه‌ای که زمانی بسیار استوار بوده، همچون یخی در دست آب می‌شود و چیزی از آن باقی نمی‌ماند. حس‌وحالی که داریوش به‌خوبی آن را توصیف می‌کند: «من که باور ندارم، اون‌همه خاطره مرد.»

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

یکی از مشتریان امروز، اشبه‌الناس به خوانندهٔ محبوبم، نیما مسیحا، بود. وقتی این موضوع را به او گفتم، کمی ذوق‌زده شد، خندید و گفت: «آره، با هم داداشیم. فقط پدرومادرمون فرق داره.»

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

در این شعر شاملو که می‌گوید: «من در دوردست‌ترین جای جهان ایستاده‌ام: کنار تو»، ذوق و شوقی نهفته است. انگار می‌خواهد بگوید من در کنار و نزدیک تو هستم، درحالی‌که همین همجواری تو، برای بسیاری از افراد، ناممکن و غیرقابل‌دسترس است.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

از برترین لذت‌های زندگی، «زیر بلیت کسی نبودن» است. این‌که جای و جایگاهی که در آن قرار داری، حاصل تلاش و کوشش خودت باشد، نه فرمایش و سفارش دیگری؛ حلاوت خوردن نان بازو.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

اتاق را تمیز کردم. عصر در خنکای هوای خردادماه، روی پله‌های حیاط نشستم و آهنگ‌های موردعلاقه‌ام را گوش دادم. کفش‌هایم را واکس زدم. پنج پیراهنی را که باید این هفته بپوشم، اتو زدم. و شام را به‌تنهایی در رستورانی جدید خوردم. این زندگی با حضور مامان نگار می‌توانست زیباتر شود.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

شادمانی پس از پریدن از خوابی که کابوس بوده، یا حسرت پس از به بیداری منتج شدن یک خواب شیرین؟! پنج و پنجاه دقیقهٔ صبح، با آه و حسرتی به‌جامانده از واقعی نبودن آن خوشی‌ها از خواب پریدم و با چشمانی خواب‌آلود آن‌چه را که دیده بودم، نوشتم؛ «زهی مراتب خوابی که بِه ز بیداری‌ست».

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

زوج: ۱۳۷۵، زوجه: ۱۳۶۱ زوج: ۱۳۵۳، زوجه: ۱۳۷۳ از مشتریان این هفته و از مصادیق عینی بی/کم‌اهمیت بودن سن مرقوم‌شده در شناسنامه برای ازدواج.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

اگر می‌توانستم، کمپینی با عنوان «فقط جوراب مشکی، خاصه برای آقایان کت‌وشلوارپوش» ایجاد می‌کردم، آن‌هم به‌دلیل اعلام مخالفت با پوشیدن جوراب سفید!

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

به‌عنوان فردی که بسیار به دست‌های آدم‌ها توجه می‌کنم، باید بگویم که زینت اصلی دست‌ها، نه ساعت و دستبند و حلقه و انگشتر، بلکه ناخن‌های به‌اندازهٔ کافی کوتاه و مرتب است.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

خواهرزادهٔ شش‌ساله‌ام غالب «اولین»های زندگی را با من تجربه کرده و این یکی از دلایلی است که همواره من را صدرنشین دایی‌های خود قرار داده است. هیجان‌انگیزترین «اولین» را امروز تجربه کرد، وقتی‌که چرخ‌های کمکی دوچرخه‌اش را باز کردم و توانست بدون هیچ کمکی، کنترل دوچرخه را در دست بگیرد.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

فرقی ندارد یک جملۀ ساده باشد یا یک رابطۀ دوستانه/عاطفی. هیچ‌کدام را وقتی که به آخر برسند، بدون گذاشتن نقطۀ پایان، به امان خدا رها نمی‌کنم. اصغرفرهادی‌مآبی و «باز گذاشتن پایان» به‌گونه‌ای که طرف مقابل معلق و مملو از سؤالات بی‌جواب شود، چیزی است که باید از آن اجتناب کرد.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

زنان به افسردگی پس از زایمان مبتلا می‌شوند، سعدی نیز پس از سرودن بوستان، به تعبیر هما کاتوزیان، به نوعی افسردگی پس از نگارش اثر مبتلا شد، و من هم هرساله از نیمهٔ دوم شهریور تا نیمهٔ اول مهرماه، به افسردگی فصلی مبتلا می‌شوم.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

دری که مدت‌ها در انتظار باز شدنش بودی بالاخره باز می‌شود، ولی می‌بینی آن‌چه که آن‌سوی در است، آن چیزی که تصور می‌کرده‌ای نبوده است. گاهی بهتر است انتظار توأم با اشتیاق برای رسیدن را به بی‌میلی پس از رسیدن و به‌دست آوردن ترجیح دهیم.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

ساعت پانزده و سی و دو دقیقهٔ امروز، در آخرین دقایق روز کاری، رئیس نامهٔ ارتقای حکمم را به سمع و نظرم رساند. بسیار خوش‌حالم.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

آن‌چه سعی است من اندر طلبت بنمایم این قَدَر هست که تغییر قضا نتوان کرد گاهی هم به این حسِ پذیرشِ ناشی از توفیق نیافتن حافظ غبطه می‌خورم؛ این‌که تمام توان و تلاش خود را صرف خواسته‌اش می‌کند، اما دربرابر سد قضا، سپر می‌اندازد و پذیرا و شکیبا است.

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

حالا در نقطه‌ای ایستاده‌ام که برای رسیدن به آن مدت‌ها تلاش کردم، ولی آدم‌های عزیزی را که در ابتدای این مسیر همراهم بودند و دوست داشتم شریک شادمانی‌ام باشند، دیگر در کنار خود ندارم. در این جشن شادمانی یک‌نفره، به‌قول سهراب سپهری، «دوستان من کجا هستند؟! روزهاشان پرتقالی باد».

| امیرحسین | (@razniesohrima) 's Twitter Profile Photo

آن‌قدر محترم، مؤدب، خوش‌برخورد و البته زیبا بود که دوست داشتم به او بگویم: «اگر که قابل بدونین، خودم افتخار ضمانت شما رو برعهده بگیرم.»